تبليغاتX
درمهربانی مثل باران باش که درترنمش علف هرزوگل سرخ یکی ست.. ღ.•*♥*•.ღترنم اشکبوسღ.•*♥*•.ღ


ღ.•*♥*•.ღترنم اشکبوسღ.•*♥*•.ღ

پرستويي كه مقصدرادركوچ مي‌بيند،ازويراني لانه‌اش نمي‌هراسد.....پس اگرمقصدپروازاست،قفس ويران بهتراست

توهم،هم رنگ وهمدردمنی ای باغ پائیزی!
توبی برگی ومن هم چون توبی برگم

چومی پیچدمیان شاخه هایت هوی هوی باد؛

به گوشم ازدرختان های های گریه می آید

مراهم،گریه می باید؛

مراهم،گریه می شاید.

کلاغی چون میان شاخه های خشک توفریادبردارد؛

به خودگویم:کلاغک درعزای باغ عریان تعزیت خوان است

ودرسوگ بزرگ باغ گریان است.

به هنگام غروب تلخ ودلگبرت؛

که انگشتان خشک نارون رادخترخورشیدمی بوسد؛

وباغ زردرابدرودمی گوید؛

دوددرخاطرم یادی سیه،چون دود؛

به یادآرم که:با«مهر»مراوقتی وداعی جاودانی بود

وهمراه نگاه ما؛

گل اشک جدایی بودورنج بوسه ی بدرود.

توهم،هم رنگ وهمدردمنی ای باغ پائیزی!

دل هرگلبنت ازسبزه وگل هاتهی مانده؛

ودست بینوای شاخه هایت خالی ازبرگ است

تنت درپنجه ی مرگ است

مراهم برگ وباری نیست

زهرعشقی تهی ماندم

نگاهم درنگاه گرم یاری نیست.

توازاین بادپائیزی دلت سرداست؛

وطفل برگ هاراپیش چشمت تیرباران می کندپائیز

که ازهرسوچوپولک های زردازشاخه می ریزند

تومی مانی وعریانی؛

تومی مانی وحیرانی.

الاای باغ پائیزی!

دل من هم دلی سرداست

وطفل برگ های آرزویم را؛

به دست ناامیدی،تیرباران می کندپائیز

ولی پائیزمن پائیزاندوه است؛

دلم لبریزاندوه است.

چنان زرینه پولک های توکزجنبش هربادمی بارد؛

مرابرگ نشاط ازشاخه می ریزد

نگاه جان پناهی نیست؛

که ازلب های من لبخندپیروزی برانگیزد.

***

خطاگفتم،خطاگفتم!

توکی همرنگ وهمدردمنی ای باغ پائیزی؟!

ترادرپی بهاری هست؛

امیدوبرگ وباری هست

همین فردا؛

رخت رامهرابربهاری گرم می شوید؛

نسیم بادنوروزی؛

تنت رادرحریریاس می پیچد؛

بهارین آفتاب فروردین؛

براندامت لباس برگ می پوشد؛

هنرورزرگراردیبهشت ازنو؛

برانگشت درختانت نگین غنچه می کارد؛

وپروانه،می شبنم زجام لاله می نوشد؛

دوباره گل به هرسومی زندلبخند؛

ودست باغبان گل بوته هارامی دهدپیوند.

دراین هنگامه هاابری به شوق این زناشویی؛

به فرق گل،تگرگ ریز،جای نقل می پاشد؛

وابری سکه ی باران به بزم باغ می ریزد؛

درختان جشن می گیرند

زرنگارنگ گل ها می شودبزمت چراغانی

وزین شادی لبان غنچه هادرخنده می آید

بهاری پشت سرداری؛

تورادل شادمان باید.

الاای باغ پائیزی!

غمت عزم سفردارد

همین فردادلت شاداست؛

زرنج بهمن واسفندآزاداست

تورادرپی بهاری هست

امیدبرگ وباری هست

ولی درمن بهاری نیست

امیدبرگ وباری نیست

توراگرآفتاب بخت نوروزی

لباس برگ می پوشد

مراهرگزامیدآفتابی نیست.

دلم سرداست ودرجان التهابی نیست.

توراگرشادمانه می کندباران فروردین؛

مرابه غیرازدیده ی ترنیست.

توراگرمهرابربهاری هست؛

مرانقشی زمهرنیست.

توکی هم رنگ وهمدردمنی ای باغ پائیزی؟!

توبزمت می شودازتابش گل هاچراغانی؛

ولی درکلبه ی تایک جان من؛

نشان ازکورسویی نیست؛

نسیم آرزویی نیست؛

گل خوش رنگ وبویی نیست.

اگردرخاطرم ابری ست،ابرگریه ی تلخ ست؛

که گل های غمم راآبیاری می کندشب ها

اگربرچهره ام لبخندمی بینی

مرالبخنداندوه است برلب ها

توکی هم رنگ وهمدردمنی ای باغ پائیزی؟!

بجامانده ازیکشنبه بیست و ششم آبان 1387دقایق عاشقی 0:5 نوایی *•ღ☆ஜستاره مشرقیஜ☆ღ•*| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

جایی درپشت ذهنت بخاطربسپارکه"اثرانگشت خداوند"برهمه چیزهست!

كدهای جاوا وبلاگ




کاش می شدهم چون اوازخوش یک" دوره گرد"زندگی را باردیگردوره کرد..

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس