تبليغاتX
درمهربانی مثل باران باش که درترنمش علف هرزوگل سرخ یکی ست.. ღ.•*♥*•.ღترنم اشکبوسღ.•*♥*•.ღ


ღ.•*♥*•.ღترنم اشکبوسღ.•*♥*•.ღ

پرستويي كه مقصدرادركوچ مي‌بيند،ازويراني لانه‌اش نمي‌هراسد.....پس اگرمقصدپروازاست،قفس ويران بهتراست

بجامانده ازیکشنبه پنجم مهر 1388دقایق عاشقی 23:34 نوایی *•ღ☆ஜستاره مشرقیஜ☆ღ•*|

وقتی گوش شــــــــــــــــــنوا نیست٬ حرف تازه ای ندارم

           سر عاشــــــــــــــــــــــــقی نمونده ٬ که به صحرا بگذارم

                      شور شــــــــــــاعرانه ای نیست ٬ غزل وترانه ای نیست

                                 به لب آینه حتی ٬ حرف عاشـــــــــــــــــــقانه ای نیست

                       هر کسـی می پرسد از من ٬ درچه حالی ٬در چه حالی

          تو که اهـــــــــل روزگاری٬ خبر تازه چــــــــــــــــــــه داری

می بینن امــــــــــــا می پرسن ٬ چه سوال خنده داری

          چی بگم وقتی که هیچ کس ٬ منو از من نمی فهـــمه

                   حرفای نگفتنی رو ٬ جز به گفتن نمی فهــــــــــــــــــمه

                                غـــــــــــــم آدم دیدنی نیست ٬ قصه شنیدنی نیست

                   بعضی حرفارو باید دید٬ بعضی حرفـــــا گفتنی نیست 

         وقتی گوش شــــنوا نیست ٬ شوق گفتن نمی مونه

وقتی جاده رو به هیچه ٬ پای رفتن نمی مــــــــــــونه

         خـــــــــــــــــــبر تازه چه داری ٬خــــــــبر تازه چه داری

                 تو چــــــــــــــــــــــرا باید بپرسی ٬تو که اهل روزگاری

                                 می بینی اما می پرســـــی ٬ چه سوال خنده داری

 

بجامانده ازیکشنبه پنجم مهر 1388دقایق عاشقی 22:35 نوایی *•ღ☆ஜستاره مشرقیஜ☆ღ•*| |

شنیدن صدای دل!


باران خوبی باریده بود و مردم دهکده شیوانا به شکرانه نعمت باران و حاصلخیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و به شادی پرداختند. تعدادی از شاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار او به مردم پراکنده در دشت خیره شده بودند.
در گوشه‌ای دو زوج جوان کنار درختی نشسته بودند و آهسته با یکدیگر صحبت می‌کردند. آنقدر آهسته که فقط خودشان دوتایی صدای خود را می‌شنیدند. در گوشه‌ای دیگر دو زوج پیر روبه‌روی هم نشسته بودند و در سکوت به هم خیره شده و مشغول نوشیدن چای بودند. در دوردست نیز زن و شوهری میانسال با صدای بلند با یکدیگر گفت‌وگو می کردند و حتی بعضی اوقات صدایشان آنقدر بلند و لحن صحبتشان به حدی ناپسند بود که موجب آزار اطرافیان می‌شد.
یکی از شاگردان از شیوانا پرسید: "آن دو نفر چرا با وجودی که فاصله بینشان کم است سر هم داد می‌زنند؟"
شیوانا پاسخ داد: "وقتی دل‌های آدم‌ها از یکدیگر دور می‌شود آنها برای اینکه حرف خود را به دیگری ثابت کنند مجبورند عصبانی شوند و سر هم داد بزنند. هر چه دل‌ها از هم دورتر باشد و روابط بین انسان‌ها سردتر باشد میزان داد و فریاد آنها روی سر هم بیشتر و بلندتر است. وقتی دل‌ها نزدیک هم باشد فقط با یک پچ‌پچ آهسته هم می‌توان هزاران جمله ناگفته را بیان کرد. درست مانند آن زوج جوان که کنار درخت با هم نجوا می‌کنند. اما وقتی دل‌ها با یکدیگر یکی می‌شود و هر دو نفر سمت نگاهشان یکی می‌شود، همین که به هم نگاه کنند یک دنیا جمله و عبارت محبت‌آمیز رد و بدل می‌شود و هیچ‌کس هم خبردار نمی‌شود. درست مثل آن دو زوج پیر که در سکوت از کنار هم بودن لذت می‌برند. هر وقت دیدید دو نفر سر هم داد می‌زنند بدانید که دل‌هایشان از هم دور شده است و بین خودشان فاصله زیادی می‌بینند که مجبور شده‌اند به داد و فریاد متوسل شوند."

بجامانده ازیکشنبه پنجم مهر 1388دقایق عاشقی 22:0 نوایی *•ღ☆ஜستاره مشرقیஜ☆ღ•*| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

جایی درپشت ذهنت بخاطربسپارکه"اثرانگشت خداوند"برهمه چیزهست!

كدهای جاوا وبلاگ




کاش می شدهم چون اوازخوش یک" دوره گرد"زندگی را باردیگردوره کرد..

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس